کد خبر : 13349
تاریخ انتشار : شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۲

میراث در معرض خطر کوه خواجه؛ ضرورتی برای اقدام فوری جهانی

میراث در معرض خطر کوه خواجه؛ ضرورتی برای اقدام فوری جهانی

زاهدان- ندای باران- کوه خواجه سیستان گنجی پنهان در دل تاریخ

کوه خواجه، واقع در استان سیستان و بلوچستان ایران، تنها نامی بر نقشه نیست؛ بلکه موزه‌ای زنده و دشتی باستانی است که بقایای تمدن‌های کهن، به‌ویژه دوران اشکانی و ساسانی را در دل خود جای داده است. این منطقه که زمانی از اهمیت استراتژیک و فرهنگی بالایی برخوردار بود، اکنون مملو از سایت‌های باستانی است که گویی زمان در آن‌ها متوقف شده است. گستردگی این مجموعه که شامل ده‌ها قلعه، دژ، بنای مذهبی و سکونتگاه تاریخی است، آن را به یکی از مهم‌ترین میراث‌های فرهنگی بشریت در این منطقه تبدیل کرده است. با این حال، همین گستردگی و پراکندگی، همراه با غفلت و عوامل طبیعی، این میراث گران‌بها را در معرض خطری جدی و جبران‌ناپذیر قرار داده است.

وضعیت بحرانی: فرسایش تدریجی تمدنی باشکوه

بر اساس مشاهدات اولیه و گزارش‌ها، تخمین زده می‌شود که حدود ده تا بیست قلعه و سازه تاریخی بکر در منطقه کوه خواجه وجود داشته باشد که هنوز به‌طور کامل شناسایی و مستندسازی نشده‌اند. بیشتر این سازه‌های تاریخی، به‌ویژه قلعه‌ها و دژهای کهن، از جنس خشت و گل هستند. این سبک معماری سنتی، هرچند در طول قرن‌ها با اقلیم منطقه سازگار شده و خلاقیت سازندگان بومی را به نمایش گذاشته است، ذاتاً در برابر عوامل فرسایش‌گر مانند رطوبت، باد، باران‌های سیل‌آسا و نوسانات دما، بسیار حساس و آسیب‌پذیر است.

بسیاری از این بناها “نیمه‌مدفون” هستند؛ به این معنی که بخش قابل توجهی از ساختار آن‌ها زیر لایه‌های خاک و رسوبات طبیعی پنهان شده است. این وضعیت، هرچند به نوعی آن‌ها را در طول قرن‌ها حفظ کرده است، اما در عین حال، آن‌ها را در برابر فرسایش ناشی از عوامل طبیعی (مانند باد، سیل و تغییرات اقلیمی) و فعالیت‌های انسانی (مانند چرای دام، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و حفاری‌های غیرقانونی) بسیار آسیب‌پذیر ساخته است.

“تخریب کنونی” واقعیتی تلخ برای این قلعه‌های بکر است. فرسایش ناشی از بادهای فصلی، تغییرات سطح آب‌های زیرزمینی، و نبود دیوارهای حائل یا پوشش‌های حفاظتی، به‌تدریج سطوح خشتی و آجری این بناها را از بین می‌برد. فرآیند تخریب در این سازه‌های خشتی تسریع می‌شود. فرسایش ناشی از رطوبت، منجر به خرد شدن و متلاشی شدن تدریجی آجرها می‌شود. نور مستقیم خورشید و سپس سرمای شبانه، انبساط و انقباض مواد را تشدید کرده و ترک‌ها را عمیق‌تر می‌کند. بادهای شدید نیز ذرات ریز خاک و شن را حمل می‌کنند که از طریق سایش مداوم، سطح سازه‌ها را می‌فرساید. در قلعه‌های واقع در مناطق پست‌تر، تجمع آب باران، حتی برای مدت کوتاه، می‌تواند استحکام پایه‌های خشتی را به شدت کاهش داده و منجر به ریزش ناگهانی بخش‌هایی از سازه شود. این فرآیند تخریب، تنها به از دست رفتن آجرهای تاریخی و سنگ‌ها منجر نمی‌شود، بلکه مهم‌تر از آن، موجب نابودی نقوش برجسته، نگاره‌ها و شواهد باستان‌شناسی ارزشمندی می‌شود که می‌توانند اطلاعات منحصربه‌فردی درباره زندگی، هنر و باورهای مردمان این سرزمین در دوران باستان به ما ارائه دهند.

اهمیت جهانی کوه خواجه: میراثی فراتر از مرزها

کوه خواجه تنها یک سایت باستان‌شناسی متعلق به ایران نیست؛ این منطقه “میراث فرهنگی مشترک بشریت” است. معماری منحصربه‌فرد این قلعه‌ها، به‌ویژه تکنیک‌های ساخت‌وساز و سازگاری آن‌ها با محیط بیابانی، گواهی بر نبوغ و خلاقیت انسان در دوران باستان است. کشف نگاره‌هایی با مضامین مذهبی، اساطیری و زندگی روزمره در این منطقه، نشان‌دهنده سطح بالای هنر و فرهنگ در دوران اشکانی و ساسانی است. این آثار هنری، به‌خصوص نقاشی‌هایی که حدود یک قرن پیش توسط یک کاشف انگلیسی از برخی از این قلعه‌ها (از جمله قلعه‌ای که احتمالاً “قلعه دختر” یا “قلعه گبری” نامیده می‌شود) به سرقت رفته و هنوز بازگردانده نشده‌اند، ارزش پژوهشی و هنری این مجموعه را دوچندان می‌کند.

فوریت اقدام: درخواستی برای حفاظت بین‌المللی

با توجه به وضعیت شکننده و در معرض خطر این میراث بی‌نظیر، اقدام فوری و هماهنگ بین‌المللی حیاتی است. این اقدام باید شامل موارد زیر باشد:

۱٫  مستندسازی و پژوهش جامع: سازمان‌های باستان‌شناسی و فرهنگی بین‌المللی، با همکاری سازمان میراث فرهنگی ایران، باید پروژه‌های نقشه‌برداری دقیق، مستندسازی سه‌بعدی و پژوهش میدانی را بر روی این قلعه‌های در معرض خطر آغاز کنند. این امر به شناسایی کامل ابعاد، وضعیت فعلی و اولویت‌های حفاظتی آن‌ها کمک خواهد کرد.

۲٫  برنامه‌ریزی حفاظت اضطراری: با در نظر گرفتن روند تخریب کنونی، باید برنامه‌های اضطراری برای تثبیت سازه‌ها، جلوگیری از فرسایش و حفاظت از نگاره‌های باقی‌مانده تدوین و اجرا شود. حفاظت از سازه‌های خشتی نیازمند دانش تخصصی و تکنیک‌های مرمت بناهای تاریخی است.

روش‌های حفاظتی باید با در نظر گرفتن ماهیت شکننده این مصالح طراحی شوند، نه تنها برای جلوگیری از تخریب بیشتر، بلکه برای اطمینان از تقویت پایدار و حفظ اصالت بنا. این اقدامات ممکن است شامل پوشش‌های حفاظتی موقت، کنترل فرسایش بادی و آبی، و ایمن‌سازی نقاط دسترسی باشد.
۳٫  تلاش برای بازگرداندن آثار مسروقه: پرونده سرقت نقاشی‌های دیواری تاریخی از کوه خواجه باید با جدیت بیشتری پیگیری شود. بر اساس آرشیوهای جهانی و همکاری‌های بین‌المللی، تلاش‌ها برای شناسایی محل این آثار و اقدام برای بازگرداندن آن‌ها به موطن اصلی‌شان باید تشدید شود.
۴٫  جذب حمایت مالی و فنی بین‌المللی: سازمان‌هایی مانند یونسکو، صندوق جهانی بناها (World Monuments Fund) و سایر نهادهای مرتبط با میراث فرهنگی، باید به‌طور فعال در شناسایی و تخصیص منابع مالی و فنی برای حفاظت از کوه خواجه مشارکت کنند.
۵٫  تشکیل کارگروه تخصصی: ایجاد یک کارگروه مشترک متشکل از کارشناسان ایرانی و بین‌المللی برای تدوین یک برنامه استراتژیک بلندمدت جهت حفاظت، پژوهش و توسعه گردشگری پایدار در منطقه کوه خواجه.

نقش جامعه مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد:

تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد (NGO) ملی و بین‌المللی که به‌طور خاص بر حفاظت از میراث فرهنگی در مناطقی مانند کوه خواجه متمرکز باشند، می‌تواند نقش بسزایی ایفا کند. این نهادها می‌توانند به‌عنوان رابط بین جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان‌های بین‌المللی عمل کرده و به بسیج حمایت‌های مردمی و داوطلبانه برای مستندسازی، نظارت و اجرای پروژه‌های حفاظتی کوچک اما مؤثر کمک کنند. علاوه بر این، این سازمان‌ها می‌توانند در پیگیری مسائلی چون سرقت آثار و افزایش آگاهی عمومی نقش مهمی ایفا کنند.

نتیجه‌گیری: میراثی که فریاد کمک سر می‌دهد

کوه خواجه با ده‌ها قلعه و سازه تاریخی بکر و در معرض خطر، تنها نمادی از شکوه گذشته ایران نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از میراث فرهنگی بشریت است. ادامه روند تخریب کنونی به معنای از دست رفتن غیرقابل جبران بخش قابل توجهی از تاریخ، هنر و هویت ماست. طبیعت خشتی و گلی سازه‌های کوه خواجه، بر حساسیت و فوریت حفاظت از این میراث می‌افزاید. این سازه‌ها گواهی بر نبوغ معماری در استفاده از مصالح در دسترس و دوستدار محیط‌زیست هستند، اما همین ویژگی، آن‌ها را در برابر گذر زمان و عناصر طبیعی آسیب‌پذیرتر می‌سازد. بنابراین، همکاری جهانی برای نجات این گنجینه‌های خشتی، وظیفه‌ای اخلاقی و فرهنگی است که نباید نادیده گرفته شود. ندای ما به جامعه جهانی، سازمان‌های فرهنگی، پژوهشگران و تمام دلسوزان میراث بشری این است: زمان اقدام، اکنون است. اجازه ندهیم صدای این میراث باشکوه در غبار فراموشی و تخریب خاموش شود.
✍علی اصغر سراوانی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.